تبليغاتX
ققنوس
ققنوس

"کاش ما هم از خاکستر خود متولد میشدیم"


زندگی سخت نیست! زندگی کردن سخته!

سلام
نمیدونم چرا  یکهو تصمیم گرفتم آپ کنم!  نمیدونم ، چند روزه تو حال و هوای غریبیم! احساس می کنم  تازه  دارم زندگی میکنم ............
وقتی که توی این زندگی به هیچ کسی نمیتونی اعتماد کنی  ..........
وقتی هیچ کس رو نمیتونی دوست خودت بدونی.......
وقتی  خیانتهای دوستات یکی  یکی  رو میشه.........
وقتی همه با تو یکجوره دیگن........
وقتی همه  عوض میشن و تو  رو تغییر میدن..........
وقتی  میفهمی کسی که  یه عمر بهش تکیه  کردی  تکیه  گاهی کاذبه ..........
وقتی  که از همه  چیز و همه کس بریده میشی .........
غیر از زندگی کردن چه کار میتونی بکنی؟

پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 توسط نازنین |

باز هم مینویسیم!

سلاممممممممممممممممم!
در یک عملیات انحتاری تصمیم گرفتم منتظر این نویسنده بوق نشینم و به قول آرمینا خودم  دست به کار  بشم! ولی یه مشکل بزرگ دارم و اونم اینه که من بلد نیستم قبلانا چطور  تند تند  و  ساعت به ساعت آپ میکردم! نمیدونم از چی بنویسم!!!  الانم نمیخواستم آپ کنم  ، هر روز میگم میرم میشینم پا درس و مشق ! نت و مسنجر و دوستا و اینا رو ول کن! ولی بازم نمیتونم! معتاد شدیم دیگه! ترک هم نداره ! حالا کسی  راهی بلده بسم الله!
امروز روز خوبی بود! تیم متحدالمرکز  ما  طبق معمول امتحان  زبان فارسی رو لغو کرد و  طی یک عملیات بی سابقه امتحان زیست و فیزیک رو هم  2 نیمه کرد!  معلمهای ما لا مصبا  تا خوده  روز  آخری که میایم مدرسه امتحان گذاشتن! حالا برگه ها رو کی میخوان بدن  ، خدا میدونه!
                                          --------------------------------------
2  شب پیش دختر خالم برام فال گرفت! باید بگم 2 ماه آینده رو به افتضاح ترین  صورت ممکن  قراره بگذرونم!!و  از اونجایی که من به فال های د.خ(مخففه دختر خاله!!!) اعتماد کامل درام میدونم کاملا درسته! قسمتی از این فال  سرنوشت ساز به این صورته!
- یک عدد خبر مرگ میشنوی!!!!:دی   -------> دفعه قبل که خبر مرگ اومد ، مادربزرگه خودش مرد!!!!
- یک عدد  شکست عشقی!!!!!!!!!!!!!-----------> ها من نمیدونم توی این دو ماه آینده  این عشقه از کجا باید  پیدا بشه که بعد هم شکست بخوره؟؟؟؟ :دی
-  یک عدد خوشبختی  در اینده ات مشخصه!!!!!-------->احتمالا آینده دور مد نظر بوده!
-ناراحتی ، گریه!!!------------> والله این نیاز  به پیشگویی نداشت! 2 ماه دیگه وقت کارنامه گرفتنه!!!:دی
کلا موارد زیادی  بود که چون شباهت زیادی به پیشگویی های تریلانی داشت به  عهده خودتون گذاشتم تا برین کتابهای هری پاتر رو بخونین!!!!:دی  کمی تا قسمتی هم فال احساس گرفتم که نتیجه اش منو کلی مشعوف کرد!!!! نمیگم که لطفش برای خودم بمونه!!!:دی
خلاصه خیلی خوبه آدم از آینده اش خبر داشته باشه!
فقط ناراحتم چرا د.خ ام  این وضعیت استقلال رو پیشگویی نکرده بود! اقلا میرفتم به قلعه نویی میگفتم!!:دی
                                              -----------------------------------
ملت گند  زدم به امتحانام و  کماکان هم دارم میزنم!!!! باو یکی نیست بگه آخه آمادگی دفاعی چیه که امتحان کتبی هم داشته  باشه؟ وا آخه مگه ما پسریم! موقع جنگ همین پسرا میرن دفاع میکنن دیگه!(ارواح  ...... :دی)  ما  چه کار باید بکنیم غیر از اینکه  جنگ رو  فرماندهی کنیم؟؟؟
گفتم جنگ یاده جومونگ افتادم! خانواده ی من بی نهایت از این بشر خوششون میاد!!!  بابای من میشینه قربون صدقه اش میره فقط!  کله فامیل  رفتن دی وی دی هاش رو گرفتن اونوقت منی که خودم بهشون معرفیش کردم  ندارم دی وی دی ها رو!!!:دی
                                               -----------------------------------
دقت کردین چه قدر چرت و پرت گفتم؟ من معمولا  اینقدر حرف نمیزنم!  البته یه استثنا داره و اونم سر زنگ دینی  و به صورت نامه پرونیه!!!!:دی  فکر کنم  منو  شکوفه  بیشتر از کتابامون برگه  حمل میکنیم!!!!:دی

میترسم همون موقع که میخوام پست کنم  دی سی بشم! فعلا اینو داشته باشید  تا بعدا به حسابه کسانی که قبلا به سایت میومدن و الان رفتن  تو لاک خانواده رو برسم!!!!:دی

بدرود!










پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 توسط نازنین |

سلام سلام! میدونم وبلاگ زیر خروارا خاک مونده ، با بلدوزرم نمیشه بیرونآوردش ! ولی خدایی اسم وبلاگ یادم رفته بود! تا تو وبه یکی از بچه ها دیدمش! اینقدر مشغولیت ذهنی دارم که جلوی کام ، بلاگفا . کام، علامت تعجب گذاشتم و هی حرص میخوردم چرا ارور میده!!! گذشته از اینا خواستم سال نو رو تبریک بگم! چند ماه دیگه هماین وب دوساله میشه! که باورش میشه؟:دی ان شالله سال نو رو به شادی شروع کرده باشید و به شادی هم به پایان ببرید!!! خبر مهم: احتمالا نویسنده ای به این وبلاگ اضافه میشه که زورش از من بیشتره و میتونه وبلاگ رو از زیر خاک بیرون بیاره!!! هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز!

یکشنبه دوم فروردین 1388 توسط نازنین |

سلام!

۷ فصله کتاب جزیره گرگها نوشته درن شان و ترجمه سایت درن شان فنز!


فصل اول - سایه بازی
فصل دوم - سکوتِ درون
فصل سوم - پیش به سوی نجات
فصل چهارم - ماموریت جدید
فصل پنجم - مقدمه چینی
فصل ششم - دوازده کثیف
فصل هفتم - به روش میرآ
فصل هشتم - همه ی گرگهای پادشاه
فصل نهم - تیماس وارد عمل می شود
فصل دهم - طعمه
فصل یازدهم - فصل شکار
فصل دوازدهم - بالاتر از خطر
فصل سیزدهم - غارنشین ها
فصل چهاردهم - زورِ آخر
فصل پانزدهم - هیولای درون
فصل شانزدهم - زین به پشت
فصل هفدهم - تجسم موجودات
فصل هجدهم - لحظه به لحظه با شیطان
فصل نوزدهم - آخرین مردِ مبارز
فصل بیستم - خداحافظی

آخرین فصل هم فرداشب قرار میدم! امیدوارم استفاده کنید!

 

دوشنبه هجدهم آذر 1387 توسط نازنین |

سلام

امروز خیلی افسرده بودم نمیدونم شاید به خاطر اینه که پنج شنبه ها مزخرف ترین روز هفته برای منه فیزیک-زبان فارسی-فیزیک-فوق زیست! تازه عصرش هم باز کلاس فیزیک!

ولی اگه دلیلش این نباشه دیگه نمیدونم واقعا چمه! از زمین و زمون متنفرم! حوصله دوستام رو ندارم! درس خوندن که هیچ....................!

فردا هم مثلا باید برم امتحان مسابقه علمی بدم ولی اصلا دلم نمیره که لای کتابها رو باز کنم! هفته ی دیگه هر روز هفته امتحان داریم ، یکی نیست به این معلمها بگه بابا یک ذره انصاف داشته باشین آخه! ۴ روز در هفته که ما رو تا ساعت ۳ نگه میدارین هر روز که امتحان میگیرین بعد بازم میگین شما درس نمیخونین و.............

همین امروز ما تا ساعت ۳ مدرسه بودیم بعدش یه عده از بچه ها کلاس فوق برنامه فیزیک داشتن ، نامردا حاضر نشدن کلاس فیزیک رو بعد از فوق بذارن که بچه ها تاساعت ۳۰/۴ دیگه برن خونه کلاس رو گذاشتن خود چهار ونیم ! بچه ها هم بدبختا همه بلند شدن رفتن نماز خونه بگیرن بخوابن تا بعد ساعت چهار نیم بلند شن برن کلاس! کلا مدرسه ما خیلی خودش رو کنترل میکنه که جمعه ها برامون کلاس نذاره!

من اصلا حالم خوب نیست ! الان که دارم این شعر back street boys رو گوش میدم احساس میکنم بهتر حالمو بیان میکنه!

show me the meaning

Show me the meaning of being lonely

معنی تنها بودن رو به من نشون بده


So many words for the broken heart

خیلی از جملات برای یک قلب شکسته
It's hard to see in a crimson love

در یک عشق آتشین شنیدنشون خیلی سخته
So hard to breathe

نفست رو تنگ می کنن
Walk with me, and maybe

با من بیا، و شاید. . .


Nights of light so soon become

شبهایت تبدیل به چراغهای نورانی خواهد شد
Wild and free I could feel the sun

وحشی و آزاد، می تونستم خورشید رو احساس کنم
Your every wish will be done ,They tell me

بهم می گن به تمام آرزوهایت خواهی رسید


Show me the meaning of being lonely

معنی تنها بودن رو به من نشون بده
Is this the feeling I need to walk with

آیا این همون احساسی هست که باید باهاش کنار بیام
Tell me why

به من بگو چرا
I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!
There's something missing in my heart

(احساس می کنم) چیزی رو تو قلبم گم کردم

Life goes on as it never ends

زندگی بی پایان ادامه پیدا می کنه
Eyes of stone observe the trends

چشمان سرد و بی روح، چرخشش رو تماشا می کنن
They never say forever gains if only

 


Guilty roads to an endless love

جاده های محکومی وجود دارن که به عشقی بی پایان راه دارن
There's no control

بی آنکه کنترلی روی اونا داشته باشی
Are you with me now

ایا به چیزهایی که می گم باور داری؟
Your every wish will be done ,They tell me

بهم می گن به تمام آرزوهایت خواهی رسید


Show me the meaning of being lonely

معنی تنها بودن رو به من نشون بده
Is this the feeling I need to walk with

آیا این همون احساسی هست که باید باهاش کنار بیام
Tell me why

به من بگو چرا
I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!
There's something missing in my heart

(احساس می کنم) چیزی رو تو قلبم گم کردم



There's nowhere to run

جایی برای فرار وجود نداره
I have no place to go

جایی برای رفتن ندارم
Surrender my heart' body and soul


How can it be you're asking me

چطور می تونی ازم بخوای
To feel the things you never show

تا چیزهایی رو احساس کنم که هیچوقت بهم نشون ندادی!

You are missing in my heart

جات تو دلم خیلی خالیه
Tell me why

به من بگو چرا
I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!

 


Show me the meaning of being lonely

معنی تنها بودن رو به من نشون بده
Is this the feeling I need to walk with

آیا این همون احساسی هست که باید باهاش کنار بیام
Tell me why

به من بگو چرا
I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!
There's something missing in my heart

(احساس می کنم) چیزی رو تو قلبم گم کردم

 

 

Show me the meaning of being lonely (being lonely) 

معنی تنها بودن رو به من نشون بده


Is this the feeling I need to walk with

آیا این همون احساسی هست که باید باهاش کنار بیام
Tell me why

به من بگو چرا
I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!
There's something missing in my heart

(احساس می کنم) چیزی رو تو قلبم گم کردم

 

 

پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 توسط نازنین |

قالب جدید

سلام دوستان

حرف خاصی برای گفتن ندارم ، فقط میخوام نظرتون رو درباره ی قالب جدید بدونم؟

اگه خوب نیست بگین عوضش میکنم!

موفق باشید!

شنبه نهم آذر 1387 توسط نازنین |

سلام دوستان

دیدم به قول آرمینا جون پست قبلی ارزش نظر دادن رو نداره! گفتم بیام اقلا جبران کنم ولی خب به دلیل وقت اندکی که دارم ،  فقط یکی از شعرهایی رو که خیلی باهاش حال میکنم براتون میذارم! امیدوارم شما هم خوشتون بیاد!

مرگ من- فروغ فرخزاد

مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
در بهاري روشن از امواج نور
در زمستاني غبار آلود و دور 
يا خزاني خالي از فرياد و شور  
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
روزي از اين تلخ و شيرين روزها
روز پوچي همچو روزان دگر
سايه اي ز امروز ها ‚ ديروزها
ديدگانم همچو دالانهاي تار
گونه هايم همچو مرمرهاي سرد
ناگهان خوابي مرا خواهد ربود
من تهي خواهم شد از فرياد درد
مي خزند آرام روي دفترم
دستهايم فارغ از افسون شعر
ياد مي آرم كه در دستان من
روزگاري شعله ميزد خون شعر
خاك ميخواند مرا هر دم به خويش
مي رسند از ره كه در خاكم نهند
آه شايد عاشقانم نيمه شب

گل به روي گور غمناكم نهند
بعد من ناگه به يكسو مي روند
پرده هاي تيره دنياي من
چشمهاي ناشناسي مي خزند
روي كاغذها و دفترهاي من
در اتاق كوچكم پا مي نهد
بعد من با ياد من بيگانه اي
در بر آينه مي ماند به جاي
تار مويي نقش دستي شانه اي
مي رهم از خويش و ميمانم ز خويش
هر چه بر جا مانده ويران مي شود
روح من چون بادبان قايقي
در افقها دور و پنهان ميشود
مي شتابند از پي هم بي شكيب
روزها و هفته ها و ماهها
چشم تو در انتظار نامه اي
خيره ميماند به چشم راهها
ليك ديگر پيكر سرد مرا
مي فشارد خاك دامنگير خاك
بي تو دور از ضربه هاي قلب تو
قلب من ميپوسد آنجا زير خاك
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم ميشويند از رخسار سنگ
گور من گمنام مي ماند به راه
فارغ از افسانه هاي نام و ننگ

 

شنبه دوم آذر 1387 توسط نازنین |

سلامی بعد از یک قرن!

سلام دوستان

میدونم جواب سلامم رو که نمیدین هیچ! الان میگین سلام و زهر .............( سانسور)

خب چه کار کنم ؟ من از همون روز اولی که رفتم مدرسه تا حالا پشت سر هم امتحان داشتم! موقعی هم که میومدم توی اینترنت یا دنبال مقاله در مورد نهنگ گوژشت(!!!!) بودم! یا دنبال مطلب برای کلاس زبانم! ولی بگمااا همیشه به وبلاگ سر میزدم حالا شما رو نمیدونم!

این آپ رو هم الان برای این کردم که بگم فکر نکنین من دیگه به وبلاگ سر نمیزنم!

راستی یک سایت هست bitefight که خیلی باحاله توصیه میکنم حتما توش عضو بشین و بازی کنین!

خب دیگه بیش از این حوصله تایپ کردن نداشتم! انشالله اگه خدا بخواد  گوش امتحانا کر !!! به زودی با یه آپ درست و حسابی میام! ولی همه چیز به این بستگی داره که گوش امتحانا کر باشه!

                                                                                                                        نازنین

جمعه یکم آذر 1387 توسط نازنین |

سلام دوستان!

من همین جا ضمن اینکه تولد یک سالگی وبلاگم رو با یک ماه تاخیر اعلام میکنم ، رسما میگم که از این به بعد این وبلاگ را در مورد هر چیزی که به فکرم بیاد آپ میکنم من کتاب خیلی دوست دارم برای همین ممکنه بین پستهام ، پستهایی که به معرفی کتاب و دانلود اونها و فیلم های این کتابها پرداخته باشه زیاد پیدا بشه ولی از این به بعد این وبلاگ دیگه مختص هری پاتر نیست !

چهارشنبه سوم مهر 1387 توسط نازنین |

سلام دوستان!

 من اومدم بگم واقعا از حجم زیاد نظراتتون هیجان زده شدم!

راستش اومدم بگم که اگه نظرات این پست ۱۰ تا نشه دیگه................ به خدا یه نظر دادن وقت زیادی نمیگیره! من نمیخوام بگین که وبلاگ خوبی داری و از این حرفا من میخوام که شما بگین چی میخواین که تو وبلاگ بنویسم!

پس تا اون موقع

راستی من برای تولد ۱ سالگی وبلاگ با دست پر میام پس...............................منتظر باشین و منو با نظراتتون خوشحال کنین البته اگه میخواین از کیک تولد وبلاگ بخورین!

اگه اینکارو نکنین من خودمو میکشم! .......

نازنین

چهارشنبه نهم مرداد 1387 توسط نازنین |



سلام من نازنین هستم , توی دبیرستان فرزانگان درس میخونم ، رشته تحصیلیم تجربیه! عاشق کتاب خوندن هستم و کتاب رو از هر چیزی بیشتر دوست دارم! توی این وب در مورد کتابهای مورد علائقم و خاطرات شیرین دوران مدرسه از دبستان تا دبیرستانم رو مینویسم ! امیدوارم لذت ببرین!
nazi_a123@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By ParsTheme